(بدون عنوان)

خرید بک لینک
رفقایِ جانم...دیشب چه لحظه هایی کنارِهم داشتیم...نمیدونید چه حسیه که شماها هستید...نمیدونید چه حسیه وقتی بغلم میکنید و با نفسهاتون آرامش تزریق میکنید...ارغوانم نمیدونی یه نگاهت که تا تهِ وجودمو میخونه چیکااااار میکنه...اَلِک نمیدونی یه لبخندت در مقابلِ چشمام چطور آرامش میبخشه...پسرک شاعر...نمیدونی وقتی دستامو میگیری و برام آهنگ میخونی چطوری رو ابرا میبریم..جنگلبانِ فرشته ها نمیدونی یه یاسی گفتنِ تــو چطور معجزه میکنه..نمیدوووونید چه حسیه وقتی کنارِ هم پرواز و پروانگی می آموزیم.. قوی ام .. ولی وقتی اشکام بخواد بیاد اجازه میدم بیاد..... حالمو دوست دارم... روحیه ام خیلی باید حفظ شه کنارِ مـادرم ..پـدرم...میتونم و میدونم همه چی خوب پیش میره،مطمئنم. چون میخواااام خوووب پیش بره.سخلاصه ببخشید که با گریه هام کنارتون ناراحتتون کردم..این اشکها بخشی از لذتهایِ این روزامه... دختر آلبالوها...

ما را در سایت دختر آلبالوها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: يکشنبه 17 بهمن 1395 ساعت: 9:13

صفحه بندی